تبلیغات
اس ام اس جدید - مطالب ابر اشعار شهریار
 
پیامک جوک عکس خنده دار

اشعار شهریار

نوشته شده توسط :محمود راکرز
شنبه 24 آبان 1393-09:27 ق.ظ


اشعار شهریار


شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد


اشعار شهریار


شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد


اشعار شهریار


به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد


اشعار شهریار


به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه

که ابر از جلو آفتاب می گذرد


اشعار شهریار


خراب گردش آن چشم جاودان مستم

که دور جام جهان خراب می گذرد


اشعار شهریار


به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد


اشعار شهریار


به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما

چو گندمی است که از آسیاب می گذرد


اشعار شهریار


کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست

که روزگار چو تیر شهاب می گذرد

اشعار شهریار

اشعار شهریار





نظرات() 

اشعار شهریار

نوشته شده توسط :محمود راکرز
سه شنبه 6 آبان 1393-01:50 ب.ظ


اشعار شهریار


با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد

با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد


اشعار شهریار


از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد


اشعار شهریار


دارد متاع عفت از چار سو خریدار

بازار خودفروشی این چار سو ندارد


اشعار شهریار


جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد


اشعار شهریار


گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب

عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد


اشعار شهریار


خورشید روی من چون رخساره برفروزد

رخ برفروختن را خورشید رو ندارد


اشعار شهریار


سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن

هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد


اشعار شهریار


او صبر خواهد از من بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد


اشعار شهریار


با شهریار بی دل ساقی به سرگرانی است

چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد

اشعار شهریار

اشعار شهریار





نظرات() 

اشعار ناب شهریار

نوشته شده توسط :محمود راکرز
چهارشنبه 9 مهر 1393-12:42 ب.ظ


اشعار ناب شهریار


یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد


اشعار ناب شهریار


من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

درد آن بود که از پا درمان من بیفتد


اشعار ناب شهریار


یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد


اشعار ناب شهریار


ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد


اشعار ناب شهریار


از گوهر مرادم چشم امید بسته است


اشعار ناب شهریار


این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان


اشعار ناب شهریار


گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

اشعار شهریار

اشعار ناب شهریار





نظرات() 

شعر دیوان و دیوانه از استاد شهریار

نوشته شده توسط :محمود راکرز
یکشنبه 6 مهر 1393-06:26 ب.ظ

شعری زیبا از استاد بزرگ محمد حسین بهجت تبریزی که واقعا شاعر بزرگی هستند

شعر دیوان و دیوانه از استاد شهریار

اشعار شهریار,استاد شهریار,شعرهای شهریار تبریزی

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است

این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:





Admin Logo


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox